تبلیغات
بالای سرم نام تو را نصب نمودم یعنی که سرم من بفدای قدم تو نور الحق - بررسی روایت تاریخ طبری و تهدید عمر به آتش زدن خانه فاطمه(سلام الله علیها)

ابزار و قالب وبلاگ :: تم ویوز

بررسی روایت تاریخ طبری و تهدید عمر به آتش زدن خانه فاطمه(سلام الله علیها)
نظرات |

طرح شبهه:
عبد الرحمن دمشقیه، نویسنده معاصر وهّابی، در مقاله‌اش با عنوان « قصة حرق عمر رضى الله عنه لبیت فاطمة رضى الله عنها» كه در سایت «فیصل نور» آمده


، درباره روایت محمد بن جریر طبرى و تهدید عمر برای آتش زدن خانه فاطمه سلام الله علیها مى‌نویسد:
2 - «حدثنا ابن حمید قال حدثنا جریر عن مغیرة عن زیاد بن كلیب قال أتى عمر منزل علی وفیه طلحة والزبیر ورجال من المهاجرین فقال والله لأحرقن علیكم أو لتخرجن إلى البیعة فخرج علیه الزبیر مصلتا بالسیف فعثر فسقط السیف من یده فوثبوا علیه فأخذوه» (تاریخ الطبری2/233).

فی الروایة آفات وعلل منها:
جریر بن حازم وهو صدوق یهم وقد اختلط كما صرح به أبو داود والبخاری فی التاریخ الكبیر (2/2234).
المغیرة وهو ابن المقسم. ثقة إلا أنه كان یرسل فی أحادیثه لا سیما عن إبراهیم. ذكره الحافظ ابن حجر فی المرتبة الثالثة من المدلسین وهی المرتبة التی لا یقبل فیها حدیث الراوی إلا إذا صرح بالسماع.
عمر، به طرف منزل علی [علیه السلام] كه طلحه و زبیر و گروهى از مهاجریان نیز در آن بودند آمد و گفت: به خدا سوگند! براى بیعت با ابوبكر بیایید و گر نه خانه را به آتش مى‌كشم. زبیر شمشیر به دست بیرون آمد؛ ولى ناگهان بر زمین افتاد و شمشیر از دستش افتاد، به وى حمله‌ور شدند و او را دستگیر كردند.
در این روایت آفت‌هایى است كه یكى از آن‌ها وجود جریر بن حازم است؛ اگر چه وى راستگو است؛ ولى گاهى دچار وهم و اشتباه شده و درست و نادرست را آن چنانكه ابوداوود گفته است بهم مى‌آمیخته است.
دومین آفت مغیرة بن مقسم است كه ثقه است؛ ولى احادیث او مرسل است. ابن حجر او را در مرتبه سوم از مدلسین كه روایاتشان پذیرفتنى نیست، قرار داده است؛ مگر این كه تصریح به شنیدن كرده باشد.
اشكالات دیگرى نیز مطرح شده است؛ از جمله گفته‌اند: سند روایت «تاریخ طبری» در ابتدا و انتها، دو اشکال دارد؛ زیرا نخستین راوى آن یعنى ابن حمید، متهم به دروغ ‌پردازى است و آخرین راوى نیز خود شاهد آن ماجرا نبوده و با واسطه روایت مى‌‌کند؛ لذا روایت هم ساختگى است و هم منقطع.
نقد و بررسی:
اصل روایت:
حدثنا ابن حُمَیْدٍ قال حدثنا جریر عن مغیرة عن زِیَادِ بن كُلَیْبٍ قال أتى عمر بن الخطاب منزل علی وفیه طلحة والزبیر ورجال من المهاجرین فقال والله لأحرقن علیكم أو لتخرجن إلى البیعة فخرج علیه الزبیر مصلتا بالسیف فعثر فسقط السیف من یده فوثبوا علیه فأخذوه.
عمر بن خطاب به خانه علی آمد در حالى كه گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. به آنان گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مى كشم؛ مگر اینكه براى بیعت بیرون بیایید. زبیر از خانه بیرون آمد درحالى كه شمشیر كشیده بود، ناگهان پاى او لغزید و شمشیر از دستش افتاد، در این موقع دیگران هجوم آوردند و شمشیر را از دست او گرفتند.
الطبری، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای310هـ)، تاریخ الطبری، ج 2، ص 233، ناشر: دار الكتب العلمیة – بیروت.
بررسی سند روایت:
محمد بن حمید:
ذهبى در باره او مى‌نویسد :
محمد بن حمید. ابن حیان العلامة الحافظ الكبیر أبو عبد الله الرازی مولده فی حدود الستین ومئة
قال أبو زرعة من فاته محمد بن حمید یحتاج ان ینزل فی عشرة آلاف حدیث.
وقال عبد الله بن أحمد سمعت أبی یقول لا یزال بالری علم ما دام محمد بن حمید حیا.
وقال أبو قریش الحافظ قلت لمحمد بن یحیى ما تقول فی محمد بن حمید فقال ألا ترانی أحدث عنه.
وقال أبو قریش وكنت فی مجلس محمد بن إسحاق الصاغانی فقال حدثنا ابن حمید فقلت تحدث عنه فقال ومالی لا احدث عنه وقد حدث عنه أحمد ویحیى بن معین.
علاّمه و حافظ بزرگ محمد بن حمید كه ولادتش در حدود سال 160هـ بوده است، ابوزرعه در باره او گفته است: كسى كه محمد بن حمید را درك نكرده باشد، ده هزار حدیث را از دست داده است.
عبد الله بن احمد بن حنبل مى‌گوید: از پدرم شنیدم كه مى‌گفت: تا زمانیكه محمد بن حمید در شهر رى زنده بود، علم ودانش پایدار بود.
ابو قریش محمد بن جمعه بن خلف مى‌گوید: به محمد بن یحیى گفتم: در باره محمد بن حمید چه مى‌گوئى؟ گفت: مگر نمى‌بینى از او حدیث نقل مى‌كنم، سپس گفت: در مجلس محمد بن اسحاق بودم، دیدم از محمد بن حمید روایت نقل مى‌كند، گفتم: از محمد بن حمید حدیث روایت مى‌كنى؟ گفت: چرا من از وى حدیث نقل نكنم، وحال آنكه احمد حنبل و یحیى بن معین از وى حدیث روایت كرده اند.
الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 11، ص 503، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
مزى در تهذیب الكمال در ترجمه وى مى‌نویسد:
وَقَال أبو بكر بن أَبی خیثمة: سئل یحیى بن مَعِین عن محمد بن حمید الرازی فقال: ثقة. لیس به بأس، رازی كیس.
وَقَال علی بن الحسین بن الجنید الرازی: سمعت یحیى ابن مَعِین یقول: ابن حمید ثقة، وهذه الاحادیث التی یحدث بها لیس هو من قبله، إنما هو من قبل الشیوخ الذین یحدث عنهم.
وَقَال أبو العباس بن سَعِید: سمعت جعفر بن أَبی عثمان الطیالسی یقول: ابن حمید ثقة، كتب عنه یحیى وروى عنه من یقول فیه هو أكبر منهم.
... از یحیى بن معین در باره او سؤال شد؛ در پاسخ گفت: مورد اطمینان است و ایرادى در او نیست، او اهل رى و باهوش است. علی بن الحسین رازى گفته است: از یحیى بن معین شنیدم كه مى‌گفت: ابن حمید مورد اعتماد است.
و علی بن حسین بن جنید رازى گفته است: احادیثى كه ابن حمید نقل كرده است، از خود او نیست؛ بلكه از استادان نقل كرده است.
ابو العباس بن سعید مى‌گوید: از جعفر بن عثمان طیالسى شنیدم که مى‌گفت: ابن حمید مورد اطمینان است؛ یحیى از او نقل روایت کرده و کسى از او روایت کرده است که خود از شهرت بر خوردار و از همه ایشان ( راویان ) بزرگتر است ( احمد بن حنبل).
المزی، یوسف بن الزكی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای742هـ)، تهذیب الكمال، ج 25، ص 100، تحقیق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.
البانی، روایت محمد بن حمید را تصحیح مى‌كند:
محمد ناصر البانی، نویسنده معاصر وهابى در كتاب صحیح وضعیف سنن الترمزى و سلسله احادیث الصحیحه احادیثى تصحیح كرده است كه در اسناد آن محمد بن حمید قرار دارد. به چند مورد اشاره مى‌كنیم:
«رضیت لأمتی ما رضی لها ابنُ أمِّ عبدٍ »... 
و قد روى الحدیث بزیادة فیه بلفظ: " و كرهت لأمتی ما كره لها ابن أم عبد ". قال فی " المجمع " ( 9 / 290 ): " رواه البزار و الطبرانی فی " الأوسط " باختصار الكراهة، و رواه فی " الكبیر " منقطع الإسناد، و فی إسناد البزار محمد بن حمید الرازی و هو ثقة و فیه خلاف و بقیة رجاله وثقوا ".
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ)، سلسلة احادیث الصحیحة، ج3، ص225، ح 1225، ناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزیع، طبعة جدیدة منقحة ومزیدة، 1415 هـ _ 1995 م.
( سنن الترمذی )
606 حدثنا محمد بن حمید الرازی حدثنا الحكم بن بشیر بن سلمان حدثنا خلاد الصفار عن الحكم بن عبد الله النصری عن أبی إسحق عن أبی جحیفة عن علی ابن أبی طالب رضی الله عنه أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال ستر ما بین أعین الجن وعورات بنی آدم إذا دخل أحدهم الخلاء أن یقول بسم الله قال أبو عیسى هذا حدیث غریب لا نعرفه إلا من هذا الوجه وإسناده لیس بذاك القوی وقد روی عن أنس عن النبی صلى الله علیه وسلم أشیاء فی هذا.
تحقیق الألبانی:
صحیح، ابن ماجة ( 297 )
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ)، صحیح وضعیف سنن الترمذی، ج2، ص106، طبق برنامه المكتبة الشاملة، اصدار الثانی.
( سنن الترمذی )
1762 حدثنا محمد بن حمید الرازی حدثنا أبو تمیلة والفضل بن موسى وزید بن حباب عن عبد المؤمن بن خالد عن عبد الله بن بریدة عن أم سلمة قالت كان أحب الثیاب إلى النبی صلى الله علیه وسلم القمیص قال أبو عیسى هذا حدیث حسن غریب إنما نعرفه من حدیث عبد المؤمن بن خالد تفرد به وهو مروزی وروى بعضهم هذا الحدیث عن أبی تمیلة عن عبد المؤمن بن خالد عن عبد الله بن بریدة عن أمه عن أم سلمة.
تحقیق الألبانی:
صحیح، ابن ماجة ( 3575 )
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ)، صحیح و ضعیف سنن الترمذی، ج2، ص262.
( سنن الترمذی )
2478 حدثنا محمد بن حمید الرازی حدثنا عبد العزیز بن عبد الله القرشی حدثنا یحیى البكاء عن ابن عمر قال تجشأ رجل عند النبی صلى الله علیه وسلم فقال كف عنا جشاءك فإن أكثرهم شبعا فی الدنیا أطولهم جوعا یوم القیامة قال أبو عیسى هذا حدیث حسن غریب من هذا الوجه وفی الباب عن أبی جحیفة.
تحقیق الألبانی:
حسن، ابن ماجة ( 3350 - 3351 ).
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ)، صحیح وضعیف سنن الترمذی، ج5، ص478.
( سنن الترمذی )
2936 حدثنا محمد بن حمید الرازی حدثنا نعیم بن میسرة النحوی عن فضیل بن مرزوق عن عطیة العوفی عن ابن عمر أنه قرأ على النبی صلى الله علیه وسلم ( خلقكم من ضعف ) فقال ( من ضعف ) حدثنا عبد بن حمید حدثنا یزید بن هارون عن فضیل بن مرزوق عن عطیة عن ابن عمر عن النبی صلى الله علیه وسلم نحوه قال أبو عیسى هذا حدیث حسن غریب لا نعرفه إلا من حدیث فضیل بن مرزوق.
تحقیق الألبانی:
حسن، الروض النضیر ( 530 ).
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ)، صحیح وضعیف سنن الترمذی، ج6، ص406.
( سنن الترمذی )
3533 حدثنا محمد بن حمید الرازی حدثنا الفضل بن موسى عن الأعمش عن أنس أن رسول الله صلى الله علیه وسلم مر بشجرة یابسة الورق فضربها بعصاه فتناثر الورق فقال إن الحمد لله وسبحان الله ولا إله إلا الله والله أكبر لتساقط من ذنوب العبد كما تساقط ورق هذه الشجرة قال أبو عیسى هذا حدیث غریب ولا نعرف للأعمش سماعا من أنس إلا أنه قد رآه ونظر إلیه.
تحقیق الألبانی:
حسن، التعلیق الرغیب ( 2 / 249 )
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ)، صحیح وضعیف سنن الترمذی، ج8، ص33.
با توجه به جایگاهى كه البانى در میان عالمان وهابى دارد، براى اثبات وثاقت محمد بن حمید، توثیق و تصحیح او كفایت مى‌كند.
بی اعتباری تضعیف نسائی و جوزجانی:
برخى از عالمان جرح و تعدیل؛ همانند نسائى و جوزجانى محمد بن حمید را تضعیف كرده‌اند؛ مزى مى‌نویسد:
وقال النسائی: لیس بثقة. وقال إبراهیم بن یعقوب الجوزجانی: ردئ المذهب غیر ثقة.
نسائى گفته است محمد بن حمید ثقه نیست، و ابراهیم بن یعقوب جوزجانى او را غیر مطمئن و داراى مذهب پست معرفى نموده است.
المزی، یوسف بن الزكی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای742هـ)، تهذیب الكمال، ج 25، ص 105، تحقیق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.
نسائی ابو حنیفه را نیز تضعیف كرده است آیا تضعیف این دو نفر ارزش واعتبارى دارد؟
تضعیف نسائى و جوزجانى اعتبار ندارد و غیر قابل قبول است؛ زیرا نسائى از افراد سختگیر در توثیق است؛ تا جائى كه، رئیس احناف یعنى ابوحنیفه را نیز تضعیف كرده است؛ لكنوى در الرفع و التكمیل مى‌نویسد:
ولم یقبل جرح النسائی فی أبی حنیفة وهو ممن له تعنت وتشدد فی جرح الرجال المذكور فی میزان الاعتدال ضعفه النسائی من قبل حفظه.
آنچه كه نسائى در باره وارد كردن عیب بر ابوحنیفه گفته است،‌ مقبول نیست؛ زیرا وى در كتاب میزان الإعتدال در وارد كردن عیب بر افراد سختگیرى كرده است.
اللكنوی الهندی، أبو الحسنات محمد عبد الحی (متوفای1304هـ)، الرفع والتكمیل فی الجرح والتعدیل، ج 1، ص 121، تحقیق: عبد الفتاح أبو غدة، ناشر: مكتب المطبوعات الإسلامیة - حلب، الطبعة: الثالثة، 1407هـ 
بنابراین تضعیف نسائى با معیار سختگیرى در توثیق مردود خواهد بود.
و اما جوزجانى او كسى است كه در دشمنى با امیرمؤمنان علی علیه السلام مشهور و معروف است. 
ذهبى و ابن حجر در باره وى مى‌نویسند:
وكان من الحفاظ المصنفین والمخرجین الثقات، لكن فیه انحراف عن علی.
او از حافظان و نویسندگان است كه افزون بر آن راویان ثقه و مورد اعتماد را نیز معین كرده است؛‌ ولى از امیر مؤمنان (علیه السلام) انحراف داشت ( از دشمنان او محسوب مى‌شد).
الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 7، ص 272، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1995م
العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852هـ) لسان المیزان، ج 6، ص 301، تحقیق: دائرة المعرف النظامیة - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.
حدیث راوی «مختلف فیه» «حسن» می شود:
حتى اگر فرض كنیم كه تضعیفات نسائى و جوزجانى ارزش داشته باشد، بازهم سبب نخواهد شد كه از روایت محمد بن حمید دست برداریم؛ زیرا اولاً: كسانى همچون یحیى بن معین، احمد بن حنبل و طیالسى وى را توثیق كرده‌اند كه از ائمه جرح و تعدیل محسوب مى‌شوند و تضعیفات نسائى كه از متشددین و سختگیران محسوب مى‌شود و یا جوزجانى كه از دشمنان امیرمؤمنان علیه السلام بوده است، نمى‌تواند در برابر توثیق یحیى بن معین مقاومت نماید؛ 
ثانیاً: با چشم پوشى از همه این موارد، فرض را بر این مى‌گیریم كه عده‌اى وى را تضعیف و عده‌اى او را توثیق كرده باشند، بازهم روایت وى مورد قبول است؛ زیرا طبق قواعد رجال اهل سنت، روایت چنین شخصى در مرتبه «حسن» قرار مى‌گیرد و روایت حسن نزد عالمان اهل سنت حجت است كه در این مورد مى‌توان به نمونه هایى بعنوان مثال اشاره نمائیم.
ابن حجر عسقلانى در باره قزعة‌ بن سوید مى‌نویسد:
أما قزعة بن سوید... واختلف فیه كلام یحیى بن معین فقال عباس الدوری عنه ضعیف وقال عثمان الدارمی عنه ثقة وقال أبو حاتم محله الصدق ولیس بالمتین یكتب حدیثه ولا یحتج به وقال ابن عدی له أحادیث مستقیمة وأرجو أنه لا بأس به وقال البزار لم یكن بالقوی وقد حدث عنه أهل العلم وقال العجلی لا بأس به وفیه ضعیف.
فالحاصل من كلام هؤلاء الأئمة فیه أن حدیثه فی مرتبة الحسن والله أعلم.
سخنان اهل دانش در باره او متفاوت است، برخى او را تضعیف كرده و گروهى او را راستگو و یا ثقه دانسته ولى گفته‌اند حدیثش نوشته مى‌شود؛ ولى احتجاج و استدلال به آن نمى‌شود، وعده‌اى حدیث او را پذیرفته اگر چه قوى نیست.
ولى ابن حجر خودش سرانجام چنین نتیجه گیرى مى‌كند:
از سخنان پیشوایان رجال وحدیث چنین استفاده مى‌شود كه روایت وحدیث قزعة بن سوید در مرتبه حسن است.
العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852هـ)، القول المسدد فی الذب عن المسند للإمام أحمد، ج 1، ص 30، تحقیق: مكتبة ابن تیمیة، ناشر: مكتبة ابن تیمیة - القاهرة، الطبعة: الأولى، 1401هـ.
و در تهذیب التهذیب در ترجمه عبد الله بن صالح مى‌نویسد:
وقال ابن القطان هو صدوق ولم یثبت علیه ما یسقط له حدیثه إلا أنه مختلف فیه فحدیثه حسن.
ابن قطان عبد الله بن صالح را راستگو دانسته و مى‌گوید: چیزى كه باعث كنارنهادن حدیثش شود، ثابت نشده و اختلاف در باره او وجود دارد؛ ولى حدیثش حسن است.
العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852هـ) تهذیب التهذیب، ج 5، ص 228، ناشر: دار الفكر - بیروت، الطبعة: الأولى، 1404هـ – 1984م
زركشى در اللآلئ المنثوره مى‌نویسد:
وقد أخرجه ابن ماجة فی سننه عن كثیر بن شنظیر عن محمد سیرین... وكثیر بن شنظیر مختلف فیه فالحدیث حسن.
ابن ماجه در سننش حدیث عبد الله بن صالح را از طریق كثیر بن شنطیر از محمد بن سیرین آورده است؛ اگر چه در باره كثیر بن شنطیر اختلاف است؛ ولى در عین حال حدیثش صحیح است.
الزركشی، بدر الدین (متوفای794 هـ) اللآلئ المنثورة فی الأحادیث المشهورة المعروف بـ ( التذكرة فی الأحادیث المشتهرة )، ج 1، ص 42، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمیة ـ بیروت، الطبعة: الأولى، 1406 هـ، 1986م .
حافظ هیثمى در مجمع الزوائد مى‌نویسد:
رواه أحمد وفیه عبدالله بن محمد بن عقیل وهو سیء الحفظ قال الترمذی صدوق وقد تكلم فیه بعض أهل العلم من قبل حفظه وسمعت محمد بن إسماعیل یعنی البخاری یقول كان أحمد بن حنبل وإسحق بن إبراهیم والحمیدی یحتجون بحدیث ابن عقیل قلت فالحدیث حسن والله أعلم.
عبد الله بن محمد بن عقیل حافظه خوبى نداشت، ترمزى او را راستگو دانسته و بعضى از دانشمندان در باب قدرت حافظه‌اش سخنانى گفته‌اند، بخارى مى‌گفت: احمد حنبل و اسحاق بن ابراهیم و حمیدى به حدیثش استدلال مى‌كردند، سپس نتیجه مى‌گیرد كه حدیث ابن عقیل حسن است.
الهیثمی، علی بن أبی بكر (متوفای807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 1، ص 260، ناشر: دار الریان للتراث /‏ دار الكتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.
حافظ ابن قطان در بیان الوهم والإیهام، در موارد متعددى به همین قاعده استناد مى‌كند كه ما به دو مورد اشاره مى‌كنیم:
وهو إنما یرویه ابن وهب، عن أسامة بن زید اللیثی، عن نافع عنه. وأسامة مختلف فیه، فالحدیث حسن. وقد تقدم ذكر أسامة فی هذا الباب.
در نقل روایت از اسامه بن زید اختلاف شده است؛ ولى حدیث از او حسن است، و در باره اسامه بن زید لیثى نیز به همین شیوه سخن گفته و سرانجام حدیثش را در رتبه حسن قرار داده است.
ابن القطان الفاسی، أبو الحسن علی بن محمد بن عبد الملك (متوفای628هـ)، بیان الوهم والإیهام فی كتاب الأحكام، ج 4، ص 420، تحقیق: د. الحسین آیت سعید، ناشر: دار طیبة ـ الریاض، الطبعة: الأولى، 1418هـ،1997م.
وهو حدیث یرویه سلام أبو المنذر، عن ثابت، عن أنس. وهو سلام بن سلیمان القارئ، صاحب عاصم، وهو مختلف فیه، فالحدیث حسن.
در باره سلام بن سلمان قارى اختلاف وجود دارد؛ ولى حدیثش «حسن» است.
ابن القطان الفاسی، أبو الحسن علی بن محمد بن عبد الملك (متوفای628هـ)، بیان الوهم والإیهام فی كتاب الأحكام، ج 4، ص 462 ـ 463، تحقیق: د. الحسین آیت سعید، ناشر: دار طیبة ـ الریاض، الطبعة: الأولى، 1418هـ،1997م.
و ملا علی قارى پس از نقل یك حدیث كه در اسناد آن ابوالمنیب قرار دارد مى‌نویسد:
ورواه الحاكم وصححه وقال أبو المنیب ثقة ووثقه ابن معین أیضاً وقال ابن أبی حاتم سمعت أبی یقول صالح الحدیث وأنكر على البخاری ادخاله فی الضعفاء وتكلم فیه النسائی وابن حبان وقال ابن عدی لا بأس به فالحدیث حسن.
حاكم این روایت را نقل و آن را تصحیح كرده و گفته: ابوالمنیب ثقه است و ابن معین هم او را توثیق كرده است و ابن أبی حاتم مى‌گوید: از پدرم شنیدم مى‌گفت: ابوالمنیب حدیثش صحیح است و به بخارى كه نام او را در ردیف افراد ضعیف آورده است اعتراض مى‌كرد، نسائى در باره او تردید كرده و ابن حبان و ابن عدى گفته‌اند كه اشكالى در او نیست؛ پس حدیث حسن است.
القاری، علی بن سلطان محمد (متوفای1014هـ)، مرقاة المفاتیح شرح مشكاة المصابیح، ج 3، ص 305، تحقیق: جمال عیتانی، ناشر: دار الكتب العلمیة - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2001م. 
و مناوى در فیض القدیر مى‌نویسد:
طب عن عبد الله بن زید الأنصاری الأوسی ثم الخطمی كوفی شهد الحدیبیة قال الهیثمی: وفیه أحمد بن بدیل وثقه النسائی وضعفه أبو حاتم أی فالحدیث حسن 
احمد بن بدیل را نسائى توثیق و ابوحاتم تضعیف كرده است ولى حدیثش در مرتبه حسن قرار دارد.
المناوی، عبد الرؤوف (متوفای1031 هـ)، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج 1، ص 369، ناشر: المكتبة التجاریة الكبرى - مصر، الطبعة: الأولى، 1356هـ.
و محیى الدین نووی، شوكانى و مباركفورى پس از نقل روایتى مى‌نویسند:
وفی إسْنَادِهِ عبد الرحمن بن حَبِیبِ بن أزدك (أردك) وهو مُخْتَلَفٌ فیه قال النَّسَائِیّ مُنْكَرُ الحدیث وَوَثَّقَهُ غَیْرُهُ قال الْحَافِظُ فَهُوَ على هذا حَسَنٌ 
در سندش عبد الرحمن بن حبیب بن ازدك قرار دارد كه وضعیتش مورد اختلاف است؛ ولى در هر صورت حدیثش حسن است.
النووی، أبی زكریا محیی الدین (متوفای676 هـ) المجموع، ج 17، ص 68، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزیع، التكملة الثانیة.
الشوكانی، محمد بن علی بن محمد (متوفای 1255هـ)، نیل الأوطار من أحادیث سید الأخیار شرح منتقى الأخبار، ج 7، ص 20، ناشر: دار الجیل، بیروت – 1973.
المباركفوری، محمد عبد الرحمن بن عبد الرحیم أبو العلا (متوفای1353هـ)، تحفة الأحوذی بشرح جامع الترمذی، ج 4، ص 304، ناشر: دار الكتب العلمیة – بیروت.
و زیلعى در نصب الرایة پس از آوردن حدیثى مى‌نویسد:
حدیث آخر أخرجه الترمذی... وقال غریب ورواه أحمد فی مسنده قال بن القطان فی كتابه وأبو معشر هذا مختلف فیه فمنهم من یضعفه ومنهم من یوثقه فالحدیث من أجله حسن انتهى.
ابو معشرى در سند این حدیث وجود دارد، بعضى او را تضعیف كرده و برخى توثیق كرده‌اند؛ بنابراین به جهت وجود او در سند، رتبه حدیث مى‌شود حسن.
الزیلعی الحنفی، عبدالله بن یوسف أبو محمد الحنفی (متوفای762هـ)، نصب الرایة لأحادیث الهدایة، ج 4، ص 121، تحقیق: محمد یوسف البنوری، ناشر: دار الحدیث - مصر – 1357هـ.
اكنون و با توجه به آنچه گذشت، اختلاف علما در توثیق و تضعیف راوى سبب اسقاط حدیث از درجه اعتبار نمى‌شود بلكه روایت در رتبه «حسن» قرار مى‌گیرد و روایت حسن نیز همانند روایت صحیح حجت و مورد قبول عالمان اهل سنت است. 
عمل به این قاعده‌، اختصاص به دانشمندان قدیم ندارد؛ بلكه عالمان معاصر اهل سنت نیز صحت آن را پذیرفته و به آن پایبند هستند.
محمد ناصر البانى كه جایگاه ویژه‌اى در میان وهابی‌ها دارد، فقط در كتاب سلسلة احادیث الصحیحة، بیش از پنجاه مورد با استفاده از همین قاعده روایات را تصحیح كرده است كه به 15 مورد از كتاب‌هاى گوناگون وى اشاره مى‌كنیم.
1. قلت: وهذا إسناد حسن، رجاله كلهم ثقات رجال البخاری غیر ابن ثوبان واسمه عبد الرحمن بن ثابت وهو مختلف فیه.
سند این حدیث حسن است؛ چون رجال این حدیث، همگى از رجال بخارى و همگى ثقه هستند، غیر از ابن ثوبان كه در باره او اختلاف شده است.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ)، سلسلة احادیث الصحیحة، ح115، طبق برنامه مكتبة الشاملة.
2. وصالح بن رستم وهو أبو عامر الخزاز البصری لم یخرج له البخاری فی صحیحه إلا تعلیقا، وأخرج له فی الأدب المفرد أیضا ثم هو مختلف فیه، فقال الذهبی نفسه فی الضعفاء: وثقه أبو داود، وقال ابن معین: ضعیف الحدیث. وقال أحمد: صالح الحدیث.
وهذا هو الذی اعتمده فی المیزان فقال: وأبو عامر الخزاز حدیثه لعله یبلغ خمسین حدیثا، وهو كما قال أحمد: صالح الحدیث .
قلت: فهو حسن الحدیث إن شاء الله تعالى، فقد قال ابن عدى: وهو عندی لا بأس به، ولم أر له حدیثا منكرا جدا. وأما الحافظ فقال فی التقریب: صدوق، كثیر الخطأ . وهذا میل منه إلى تضعیفه. والله أعلم.
ابوعامر خزّار بصرى بخارى از وى حدیثى نقل نكرده؛ مگر به نحو تعلیق، در باره او اختلاف شده است. ذهبى در قسمت راویان ضعیف مى‌نویسد: ابوداوود خزّار بصرى را توثیق كرده و ابن معین گفته است ضعیف است و احمد بن حنبل وى را صالح الحدیث نامیده است و در كتاب المیزان به همین سخن اعتماد شده و گفته شده است. 
البانى سپس مى‌گوید:
حدیث ابوعامر در رتبه حسن قرار مى‌گیرد؛ چون ابن عدى گفته است: از نظر من ابوعامر اشكالى ندارد و حدیث منكرى از وى نقل نشده است. ابن حجر در كتاب التقریب گفته است: ابوعامر راستگو است؛ ولى خطایش بسیار است كه گویا میل به تضعیف وى داشته است.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ) سلسلة احادیث الصحیحة، ص216.
3. قلت: وهذا إسناد حسن رجاله ثقات معرفون غیر سلیمان بن عتبة وهو الدمشقی الدارانی مختلف فیه، فقال أحمد: لا أعرفه وقال ابن معین: لا شیء، وقال دحیم: ثقة، ووثقه أیضا أبو مسهر والهیثم ابن خارجة وهشام بن عمار وابن حبان ومع أن الموثقین أكثر، فإنهم دمشقیون مثل المترجم فهم أعرف به من غیرهم من الغرباء، والله أعلم.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ) سلسلة احادیث الصحیحة، ح514.
سند حدیث «حسن» است؛ چون رجال آن شناخته شده و مورد اعتماد هستند؛ غیر از سلیمان بن عتبه دمشقى دارانى كه در باره او اختلاف شده است. احمد گفته است: او را نمى‌شناسم. ابن معین مى‌گوید: جایگاهى ندارد. دحیم او را مورد اعتماد دانسته و ابومسهر و هیثم بن خارجه و هشام بن عمار و ابن حبان نیز او را مورد اعتماد دانسته‌اند، و چون توثیق كنندگانش بیشتر هستند و از طرفى همه آنان دمشقى مى‌باشند؛ پس باید نتیجه بگیریم كه آنان آگاه‌تر از دیگران نسبت به راویان ناشناس هستند.
4. وإسناد أحمد حسن رجاله ثقات رجال مسلم غیر محمد بن عبد الله بن عمرو وهو سبط الحسن الملقب بـ ( الدیباج ) وهو مختلف فیه.
سند احمد «حسن» است؛ چون رجال او ثقه و از رجال صحیح مسلم مى‌باشند؛ غیر از محمد بن عبد الله بن عمر كه در باره او اختلاف شده است.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ) سلسلة احادیث الصحیحة، ح546.
5. قلت: وإسناده خیر من إسناد حدیث عیاض رجاله ثقات رجال الشیخین غیر سنان بن سعد وقیل: سعد بن سنان وهو مختلف فیه، فمنهم من وثقه ومنهم من ضعفه. قلت: فهو حسن الحدیث.
سند حدیث رجالش مورد اعتماد و از رجال بخارى و مسلم هستند؛ غیر از سنان بن سعد كه گفته در باره او اختلاف وجود دارد، بعضى او را توثیق و بعضى تضعیف كرده‌اند؛ اما حدیثش «حسن» است.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ) سلسلة احادیث الصحیحة، ح570.
6. وروى منه ابن ماجه ( 3376 ) القضیة الوسطى منه من طریق أخرى عن سلیمان بن عتبة به. قال البوصیری فی الزوائد: إسناده حسن، وسلیمان بن عتبة مختلف فیه وباقی رجال الإسناد ثقات .
قلت: وهو كما قال.
رجال سند این حدیث مورد اعتماد هستند؛ غیر از سلیمان بن عتبه. بوصیرى در الزوائد گفته: سند این حدیث «حسن» است، و در سلیمان بن عتبه اختلاف شده است، بقیه راویان مورد اعتماد هستند.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ) سلسلة احادیث الصحیحة، ح 675.
7. وإبراهیم بن المهاجر وهو البجلی مختلف فیه، فقال أحمد: لا بأس به وقال یحیى القطان: لم یكن بقوی، وفی التقریب: صدوق لین الحفظ.
قلت: فهو حسن الحدیث أن شاء الله تعالى.
در باره ابراهیم بن مهاجر بجلی، اختلاف شده است. احمد مى‌گوید: اشكالى در وى نیست و یحیى بن قطان گفته است: قوى نیست، در تقریب آمده است: راستگو است؛ ولى حافظه‌اى اندكى داشته است؛ در هر حال حدیثش «حسن» است.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ) سلسلة احادیث الصحیحة، ح697.
8. قلت: وهذا إسناد حسن، رجاله ثقات رجال الصحیح غیر الأجلح وهو ابن عبد الله الكندی وهو صدوق كما قال الذهبی والعسقلانی. والحدیث قال فی الزوائد (131 / 2 ): هذا إسناد فیه الأجلح بن عبد الله مختلف فیه، ضعفه أحمد وأبو حاتم والنسائی وأبو داود وابن سعد، ووثقه ابن معین والعجلی ویعقوب بن سفیان وباقی رجال الإسناد ثقات.
رجال سند، همگى مورد اعتماد و از رجال صحیح بخارى هستند؛ غیر از اجلج بن عبد الله كندى كه راستگو است؛ چنانچه ذهبى و ابن حجر همین را گفته‌اند. در [مجمع] الزوائد گفته شده: در اسناد این حدیث اجلج بن عبد الله كه احمد، ابوحاتم و ابن سعد او را تضعیف كرده‌اند؛ ولى ابن معین، عجلى و یعقوب بن سفیان او را توثیق كردده‌آند؛ ولى بقیه رجال حدیث ثقه هستند.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ)، سلسلة احادیث الصحیحة، ح1093.
9. أخرجه ابن ماجه ( 2 / 407 ) من طریق سعد بن إبراهیم بن عبد الرحمن بن عوف عن معبد الجهنی عن معاویة مرفوعا. وفی الزوائد: إسناده حسن لأن معبد الجهنی مختلف فیه وباقی رجال الإسناد ثقات.
قلت: وهو كما قال.
در [مجمع] الزوائد آمده است: در سند حدیث، معبد جهنى است كه در باره او اختلاف شده است؛ ولى بقیه رجال سند ثقه است.
من مى‌گویم: سخن او درست است.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ) سلسلة احادیث الصحیحة، ح1284.
10. قلت: ورجاله ثقات رجال مسلم غیر الباهلی هذا، وهو مختلف فیه، وقال الحافظ فی التقریب: صدوق له أوهام . قلت: فهو حسن الحدیث إن شاء الله تعالى.
رجال سند حدیث همان رجال صحیح مسلم است كه ثقه هستند؛ غیر از باهلى كه حافظ در تقریب او را راستگوى خطاكار معرفى مى‌كند؛ ولى حدیثش «حسن» است.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ) سلسلة احادیث الصحیحة، ح2841.
11. قلت: وهذا إسناد حسن على الخلاف المعروف فی الاحتجاج بروایة عمرو بن شعیب عن أبیه عن جده، و الذی استقر علیه عمل الحفاظ المتقدمین و المتأخرین الاحتجاج بها، و حسب القارىء أن یعلم قول الحافظ الذهبی فیه فی كتابه المغنی : مختلف فیه، و حدیثه حسن، و فوق الحسن.
اسناد حدیث «حسن» است؛ چون در استدلال به روایت عمرو بن شعیب از پردش و از جدش اختلاف است؛ ولى حافظان متأخر و متقدم به روایت وى استناد و استدلال كرده‌اند. در باره این مطلب این سخن ذهبى كافى است كه مى‌گوید: در باره عمرو بن شعیب اختلاف است؛ ولى حدیثش «حسن» بلكه بالاتر از آن است.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ) سلسلة احادیث الصحیحة، ح2980.
12. إسناده حسن رجاله كلهم ثقات غیر عمر بن یزید النصری وهو مختلف فیه كما تقدم آنفا وقد خرجت الحدیث فی الصحیحة.
رجال موجود در سند این حدیث همگى مورد اعتماد هستند؛ غیر از عمر بن یزید نصرى كه در باره او اختلاف شده است؛‌ چنانچه پیش از این گذشت. من حدیث او را در كتاب الصحیحه آورده‌ام.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ)، ضلال الجنة، ج1، ص131، ح 323، طبق برنامه المكتبة الشاملة.
13. حدیث صحیح إسناده حسن ورجاله ثقات غیر سكین بن عبد العزیز وهو مختلف فیه والراجح عندی أنه حسن الحدیث.
حدیث «صحیح» و سندش «حسن» است، رجال آن همگى مورد اعتماد هستند؛ غیر از سكین بن عبد العزیز كه در باره او اختلاف شده است؛ اما سخن راجح نزد من این است كه روایت او «حسن» است.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ)، ضلال الجنة، ج2، ص294، 1125.
14. قلت: وهذا سند حسن بما قبله فإن داود هذا مختلف فیه وجزم الذهبی فی المیزان بأنه ضعیف. ووثقه ابن حبان ( 1 / 41 ) وقال أبو حاتم: تغیر حین كبر وهو ثقة صدوق وقال النسائی: لیس بالقوی ).
سند حدیث «حسن» است؛ زیرا در این حدیث فقط در باره داوود اختلاف شده است. ذهبى در المیزان یقین به ضعف وى دارد؛ اما قول راجح نزد من این است كه حدیث او «حسن» است.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ)، ارواء الغلیل فی تخریج احادیث منار السبیل، ج3، ص402، كتاب الزكاة، تحقیق: إشراف: زهیر الشاویش، ناشر: المكتب الإسلامی - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة، 1405 - 1985 م.
15. قلت: وهذا إسناده حسن رجاله ثقات رجال الشیخین غیر عبد الله بن دكین وهو أبو عمر الكوفی البغدادی مختلف فیه قال الذهبی فی المغنی : معاصر لشعبة وثقه جماعة وضعفه أبو زرعة وقال الحافظ فی التقریب : صدوق یخطئ.
رجال موجود در سند این حدیث همگى مورد اعتماد هستند؛ چون از رجال صحیح بخارى و مسلم هستند؛ غیر از عبد الله بن دكین كوفى كه ذهبى در كتاب المغنى مى‌گوید: وى معاصر شبعه بوده و گروهى او را توثیق كرده‌اند؛ ولى ابوزرعه تضعیف كرده است. حافظ ابن حجر هم در كتاب التقریب وى را راستگوى خطاكار معرفى كرده است.
البانی، محمد ناصر (متوفای 1420هـ)، تحریم آلات الطرب، ج1، ص148، طبق برنامه المكتبة الشاملة.
از آنچه گذشت این نكته به وضوح به اثبات مى‌رسد كه عالمان جرح و تعدیل، روایتى كه در باره یكى از راویان آن به اختلاف سخن گفته شده و برخى او را تأیید و بعضى تصدیق كرده باشند، آن روایت را «حسن» مى‌نامند.
در نتیجه حتى اگر فرض كنیم كه جرح نسائى و جوزجانى و برخى دیگر از عالمان سنی، در باره محمد بن حمید مورد قبول نیز باشد، بازهم ضررى به اعتبار روایت نمى‌زند؛‌ زیرا حد اكثر محمد بن حمید مى‌شود «مختلف فیه» و روایت راوى مختلف فیه طبق قاعده‌اى كه گذشت، مى‌شود «حسن» و روایت حسن نیز همانند روایت صحیح نزد اهل سنت معتبر و قابل قبول است.
جریر بن عبد الحمید بن قُرْط الضَبِّی:
وى از راویان صحیح بخارى و مسلم است و مزى در تهذیب الكمال در ترجمه وى مى‌نویسد:
قال محمد بن سعد: كان ثقة كثیر العلم، یرحل إلیه. و قال محمد بن عبد الله بن عمار الموصلى: حجة كانت كتبه صحاحا.
محمد بن سعد مى‌گوید: جریر مورد اطمینان و داراى علم زیادى بود، مردم براى كسب دانش نزد وى مى‌رفتند. محمد بن عبد الله موصلى مى‌گوید: او حجت بود و همه کتاب هایش صحیح.
المزی، یوسف بن الزكی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای742هـ)، تهذیب الكمال، ج 4، ص 544، تحقیق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.
الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 9، ص 11، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ. 
العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852هـ) تهذیب التهذیب، ج 2، ص 65، ناشر: دار الفكر - بیروت، الطبعة: الأولى، 1404هـ – 1984م.
بنابراین، اشكال عبد الرحمن دمشقیه كه گفته است:
جریر بن حازم وهو صدوق یهم وقد اختلط كما صرح به أبو داود والبخاری فی التاریخ الكبیر (2/2234).
بى اساس است و دو ایراد مهم دارد: 
اولاً: محمد بن حمید رازی، روایت را از جریر بن عبد الحمید نقل كرده است نه جریر بن حازم و این نشان‌دهنده عدم دقت دمشقیه در سند روایت است.
ثانیاً: حتى اگر فرض كنیم كه جریر بن حازم نیز باشد، در توثیق او نمى‌توان تردید كرد؛ چرا كه او نیز از راویان بخاری، مسلم و بقیه صحاح سته است؛ بنابراین اشكال دمشقیه كاملا بى اساس است.
مغیرة بن مِقْسَم ضَبِّی:
وى نیز از راویان بخاری، مسلم و بقیه صحاح سته است.
مزى در تهذیب الكمال در باره وى مى‌نویسد:
عن أبى بكر بن عیاش: ما رأیت أحدا أفقه من مغیرة، فلزمته.
وقال أحمد بن سعد بن أبى مریم، عن یحیى بن معین: ثقة، مأمون.
قال عبد الرحمن بن أبى حاتم: سألت أبى، فقلت: مغیرة عن الشعبى أحب إلیك أم ابن شبرمة عن الشعبى؟ فقال: جمیعا ثقتان.
وقال النسائى: مغیرة ثقة.
ابو بكر عیاش مى‌گوید: كسى را داناتر از مغیره ندیدم که بخواهم با او همراه شوم. یحیى بن معین مى‌گوید: او مورد اطمینان و امین است. ابن أبی حاتم مى‌گوید: از پدرم سؤال کردم که آیا روایت مغیره از شعبى براى تو دوست داشتنی‌تر است یا روایت شبرمه از شعبى؟ گفت: هر دو مورد اطمینانند. نسایى مى‌گوید: مغیره مورد اطمینان است.
المزی، یوسف بن الزكی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای742هـ)، تهذیب الكمال، ج 28، ص 399، تحقیق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.
از این رو، اشكال دمشقیه كه گفته بود: 
المغیرة وهو ابن المقسم. ثقة إلا أنه كان یرسل فی أحادیثه لا سیما عن إبراهیم. ذكره الحافظ ابن حجر فی المرتبة الثالثة من المدلسین وهی المرتبة التی لا یقبل فیها حدیث الراوی إلا إذا صرح بالسماع.
مغیرة بن مقسم ثقه است؛ فقط نكته‌اى كه هست این است كه او احادیثش را مرسل نقل كرده اس نه مسند؛ به ویژه از ابراهیم. ابن حجر او را در مرتبه سوم از مدلسین كه روایاتشان پذیرفتنى نیست ذكر مى‌كند؛ مگر تصریح به شنیدن كرده باشد.
ارزش علمى ندارد. اگر او مدلس بوده، چرا بخاری، مسلم و... از او روایت نقل كرده‌اند؟
زیاد بن كُلَیب:
وى نیز از راویان صحیح مسلم، ترمذى و... است. 
مزى در تهذیب الكمال در ترجمه وى مى‌گوید:
قال أحمد بن عبد الله العجلى: كان ثقة فى الحدیث، قدیم الموت.
وقال النسائى: ثقة.
وقال ابن حبان: كان من الحفاظ المتقنین، مات سنة تسع عشرة و مئة.
عجلى گفته است: او در روایت مورد اطمینان بود. نسایى گفته است: او مورد اطمینان است. ابن حبان گفته است: او از حافظان ثابت قدم و محكم كاربود، در سال 109 از دنیا رفت.
المزی، یوسف بن الزكی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای742هـ)، تهذیب الكمال، ج9،‌ ص505، تحقیق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.
شبهه انقطاع سند:
اولاً: همان طور كه در روایت بلاذرى اشاره شد، همین كه شخصى از بزرگان اهل تسنن در قرن اول هجری، به چنین مطلبى اعتراف كرده باشد، براى اثبات مطلب كفایت مى‌كند؛ حتى اگر خودش شاهد ماجرا نیز نبوده باشد؛
ثانیاً: تمام روایاتى كه زیاد بن كلیب نقل مى‌كند، از افرادى است كه همه آن‌ها از نظر بزرگان اهل سنت به طور قطع ثقه هستند. استادان وى از این قراراند:
1. ابراهیم نخعی: او فردى فقیه و دانشمند و ورعش باعث تعجب همگان و اهل خیر بود، از شهرت گریزان و در علم سرشناس بود.
ابراهیم النخعی: الفقیه كان عجبا فى الورع و الخیر، متوقیا للشهرة، رأسا فى العلم. 
الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، الكاشف فی معرفة من له روایة فی الكتب الستة، ج 1 ص 227، تحقیق محمد عوامة، ناشر: دار القبلة للثقافة الإسلامیة، مؤسسة علو - جدة، الطبعة: الأولى، 1413هـ - 1992م.
2. سعید بن جبیر: مورد اعتماد در نقل و فقیه ودانشمند در دین واحكام بود.
سعید بن جبیر: ثقة ثبت فقیه. 
العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852هـ) تقریب التهذیب، ج 1 ص 234، رقم: 2278، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406هـ ـ 1986م.
3. عامر شعبی: مورد اعتماد و بلند آوازه و دانشمند در دین و برجسته بود. 
عامر الشعبی: ثقة مشهور فقیه فاضل. 
تقریب التهذیب، ج 1 ص 287، رقم: 3092.
4. فضیل بن عمرو فقیمی: مورد اعتماد است.
فضیل بن عمرو الفقیمی: ثقة. 
تقریب التهذیب، ج 1، ص448، رقم: 5430.
نتیجه: 
سند روایت كاملاً صحیح است و اشكالات عبد الرحمن دمشقیه همگى بى اساس و نشان‌دهنده عدم توجه و دقت او است، انقطاع سند نیز ضررى به حجیت آن نمى‌زند

___________________

گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج).

:: برچسب‌ها: بررسی روایت تاریخ طبری و تهدید عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س) , شبهات فاطمیه , نورالحق , یونس حقی تبریزی , رضا پیری اخی جهانی ,
نویسنده : یونس حقی تبریزی
تاریخ : چهارشنبه 21 اسفند 1392
زمان : 05:36 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را در مورد این مطلب بنویسید
chocolate یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 04:50 ب.ظ
Excellent website you have here but I was curious if you knew of any
community forums that cover the same topics talked about in this article?
I'd really like to be a part of community where I can get advice from other knowledgeable
individuals that share the same interest.
If you have any suggestions, please let me know. Cheers!
What causes pain in the Achilles tendon? دوشنبه 16 مرداد 1396 12:00 ق.ظ
Pretty part of content. I just stumbled upon your
web site and in accession capital to say that I get in fact enjoyed account your blog posts.
Anyway I'll be subscribing in your augment and even I fulfillment
you access constantly quickly.
whitleyymshentcwk.exteen.com جمعه 13 مرداد 1396 04:01 ب.ظ
Hello! I could have sworn I've visited this blog before but after going through many of the
posts I realized it's new to me. Nonetheless, I'm definitely delighted I stumbled upon it and I'll
be bookmarking it and checking back regularly!
lorena3morse2.exteen.com شنبه 7 مرداد 1396 09:57 ب.ظ
This is my first time pay a quick visit at here and i am truly pleassant
to read all at one place.
manicure شنبه 2 اردیبهشت 1396 12:50 ب.ظ
Sweet blog! I found it while browsing on Yahoo News. Do you have any
tips on how to get listed in Yahoo News? I've been trying for
a while but I never seem to get there! Appreciate it
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.