تبلیغات
بالای سرم نام تو را نصب نمودم یعنی که سرم من بفدای قدم تو نور الحق - سالگرد رحلت استاد آیت الله العظمی مولانا رحمت الله علیه (2)

ابزار و قالب وبلاگ :: تم ویوز

سالگرد رحلت استاد آیت الله العظمی مولانا رحمت الله علیه (2)
نظرات |

هفتم ربیع الثانی 2

درگذشت آیت الله العظمی سید ابوالحسن مولانا(1425ق)


انس با بزرگان

ارتباط با عالمان و اندیشمندان، یكی از عوامل تاثیرگذار در شخصیت مردان بزرگ است به همین جهت، برای آشنایی با افرادی كه آیه الله مولانا با آنان ارتباط داشت، از برخی از آنان یاد می كنیم.آیه الله مولانا درباره یكی از آنان ـ علامه محمد تقی جعفری ـ می گوید:
«ایشان هم حجره من بودند و حافظه و ذوق شعری خوبی داشتند و از اشعار ابوالقاسم لاهوتی زیاد حفظ بودند؛ از جمله این دو بیت را كه من یادداشت كرده ام.
ای ماه بسان یار من می مانی * ای شب تو به روزگار من می مانی 
ای ابر سیه تو هم بدین حالت زار * بر دیده اشكبار من می مانی
(4)
به غیر از علامه جعفری، آیه الله مولانا با برخی از مراجع و بزرگان معاصر نیز هم دوره و با آنان مانوس بوده است كه برخی از آنان عبارتند از:1.شهید حاج میرزا علی غروی.2.حاج سید موسی شبیری زنجانی.3.حاج میرزا جواد تبریزی.4.آقا میرزا كاظم تبریزی.5.آقا میرزا ابوطالب تجلیل.6.محقق معروف، آقا سید عبدالعزیز طباطبایی.7.آقا سید عبدالكریم موسوی اردبیلی.8.امام موسی صدر.9.آیه الله ناصر مكارم شیرازی.10.آقا میرزا جعفر سبحانی.11.میرزا عبدالحمید شربیانی.12.میرزا علی احمدی میانجی.13.حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی كه 50 سال تمام با مرحوم مولانا آشنا و مانوس بود.14.میرزا علی اكبر مروج.15.آقا سید ابوالقاسم كوكبی.16.شهید دكتر محمد مفتح.17.آقا سید محمد مفتی الشیعه.18.سید جلال الدین آشتیانی.19.شهید سید مصطفی خمینی.20.سید احمد روضاتی.21.شیخ مسلم ملكوتی.



تدریس و تبلیغ
آیه الله مولانا از همان دوران تحصیل، در كنار آموزش و تعلیم درسهای حوزوی به تدریس نیز همت ورزید و تشنگان معارف الهی را سیراب می نمود.شرح لمعه، مكاسب، كفایه الاصول و برخی از مباحث فقه استدلالی، كتابها و موضوعاتی بودند كه وی بارها آنها را تدریس كرده بود.جلسات درسی وی، تا اواخر عمر پربار ایشان ادامه یافت.
آیه الله مولانا همچنین در مساجد، مجالس و محافل متعددی به تبلیغ و نشر معارف اسلام و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ می پرداخت.مسجد «استاد و شاگرد» در خیابان فردوسی تبریز، مهم ترین پایگاه وی به شمار می رفت.

شاگردان

جمع زیادی از تشنگان معرفت و طالبان علوم اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و كمالات معنوی، از محضر پرفیض این بزرگ مرد الهی بهره مند شده اند كه به اسامی برخی اشاره می شود:
سید جلال الدین آشتیانی، علی مرندی، محمد كوچه باغی، حسین الانقی، جواد راحت حق، محمد توتونكار، اسماعیل پاك نیا نهندی، قربانعلی اسماعیلی و جلال فلاحیان.
همچنین عده ای دیگر از عالمان دینی از وی اجازاتی دریافت كرده اند كه برخی عبارتند از:
سید محمد تقی آل هاشم، سید محمد تقی قاضی طباطبایی، میرزا محمد كوچه باغی، سید محسن شفیعی، سید عبدالله مفتی الشیعه، سید جلال الدین حسینی، محمد تقی مجتهدی تبریزی و میرزا علی گمبندی.

در وادی اخلاق و فضیلت
آیه الله مولانا از عالمان نادری بود كه خود را به ویژگی های معنوی و اخلاقی آراسته بود.كسانی كه وی را از دور یا نزدیك می شناختند، او را نمونه بارز یك عالم وارسته می دانستند.او حقیقتا راهرو راستین خلق و خوی اجداد طاهرین خویش بود.
آیه الله كریمی جهرمی در این زمینه می گوید:
«تواضع و فروتنی در ایشان در حد اعلی بود.خودنمایی و خودستایی در ایشان وجود نداشت.رسیدگی به حال مردم را وظیفه خود می دانست.در مجامع عمومی با مردم بود؛ اساسا آقای مولانا، یك عالم مردمی بود.
عالمی خوش محضر 
آقای مولانا، اخلاق نیك و پسندیده ای داشت و هر كس كه در حضورش می نشست، احساس خستگی نمی كرد.او حاضرین را با سیمایی متبسم و با گشاده رویی به حضور می پذیرفت، به طوری كه افراد از حضور نزد وی خسته نمی شدند و از او دل نمی كندند.
ساده زیستی 
بارزترین صفات اخلاقی این شخصیت وارسته كه وی را محبوب مردم كرده بود، ساده زیستی، زندگی در میان مردم كوچه و بازار و دوری از تجملات و تشریفات بود.او با این كه می توانست در بهترین خانه های مجلل زندگی كند، اما تا آخرین لحظه عمر خویش، در همان محله پدری و همان منزل بی آلایش، واقع در محله دستمالچی تبریز زندگی كرد و هیچ گونه تغییری در زندگی خود نداد و هرگز قدمی به سوی دنیا داری و تجمل برنداشت.
احترام به شهدا 
او تجلیل از شهدای راه دین و فضیلت را بر خود لازم می شمرد و در فرصتهای مناسب، از آنان یاد می كرد و در مجالس و یادواره های آنان شركت می كرد.آیه الله مولانا بر این باور بود كه شهدای عزیز، در حفظ مملكت اسلامی جان را فدا كرده اند و از همه چیزشان گذشته اند؛ از جوانی و آرزوهای شیرین آن چشم پوشیدند و با اخلاص تمام به شهادت رسیدند.آنها با ایثار و جهاد خود، دشمن را شكست دادند، اما به مقامات عالی معنوی نایل آمدند و در واقع، تداوم بخش راه شهدای كربلا محسوب می شوند.آن بزرگوار در مقدمه كتاب «به رنگ آفتاب» كه در ترسیم گوشه هایی از معنویات هشت سال دفاع مقدس تالیف شده و توسط بنیاد نیمه شعبان مسجد آیه الله انگجی به چاپ رسیده است، در این زمینه می نویسد:
«شهیدان از همه چیز این زندگی گذشتند و در همین راه جان باختند و خود را از همه تعلقات و لذات این زندگی آزاد ساختند و تنها رضا و خشنودی پروردگار را در نظر گرفتند و كسب مال و جاه و مقام، همه در نظر آنها بی ارزش بود و آنچه ارزش داشت، اعتلای اسلام بود.
(5)
گشاده رویی، برخورد گرم و صمیمانه و پاسخ به پرسشهای دینی از عواملی بود كه موجب شد تا جوانان متدین تبریز، آیه الله مولانا را به عنوان پشتوانه و پناهگاه اجتماعی و معنوی خود بدانند.آنان در اوقات نماز و در مناسبتهای مختلف به منزل و یا مسجد استاد و شاگرد شتافته، جان و روح خود را با نفسهای گرم، سخنان ملكوتی و رهنمودهای حیات بخش و معنوی این شخصیت خودساخته جلا می بخشیدند و از صمیم قلب، به او ارادت می ورزدیدند.
شیفته اهل بیت ـ علیهم السلام ـ 
آیه الله مولانا شیفته اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بود و از راههای مختلف، ارادت خود را به معصومین ـ علیهم السلام ـ ابراز می كرد.گفته ها، نوشته ها، رفتار و كردارش، موید این حقیقت است.سفارش اكید وی به زیارت عاشورا، دعای توسل و زیارت جامعه كبیره، در همین راستا صورت می گرفت.
ایثار و فداكاری 
آیه الله مولانا هنگامی كه مدارج عالی حوزوی را نزد استادان مبرز حوزه نجف و قم به پایان رساند، به تهران عزیمت كرد؛ اما برای اطاعت از امر پدر بزرگوارش و با وجود فراهم بودن زمینه های عالی موفقیت و موقعیت های متعدد اجتماعی در مركز، آنجا را رها كرده، به وطن خویش بازگشت و تا آخر عمر، برای خدمت به اسلام و مسلمین، در همان جا كمر همت بسته و استقامت ورزید.

در پرتو رحمت الهی

آن سرچشمه علم و تقوا بر اثر تلاش های شبانه روزی در عرصه عرفان و معنویت، به مراحلی از درجات معنوی رسیده بود كه گاهی نسیم رحمت حق آن بزرگوار را نوازش نموده، جرعه هایی را از دریای رحمت الهی دریافت می كرد.وی برخی از مشهودات خود را در این زمینه بیان نموده است.دو مورد را با هم می خوانیم:
الف) «روزی حوالی ظهر كه عازم مسجد «استاد و شاگرد»، جهت اقامه نماز جماعت ظهر و عصر بودم، در سر راه، نزدیك كلیسای ارامنه، واقع در میدان نماز تبریز، «دیكباشی»، پیرمرد خوش سیمایی را كه یقین كردم حضرت خضر است، ملاقات نمودم.آن حضرت به من فرمودند:تو خیلی زحمت كشیده ای و مطالعه زیاد می كنی؛ چشمهایت ضعیف شده است؛ آنگاه دستهای مباركش را به چشم ها و ابرویم كشیده و فرمود:ده سال دیگر به عمر شما اضافه كردیم».
(6)
ب) در سال 1379 ش.وی سخت بیمار شد و در بیمارستان جهت انجام یك عمل جراحی بسیار خطرناك بستری گردید؛ اما با توكل به خداوند متعال و توسل اهل بیت ـ علیهم السلام ـ عمل جراحی با موفقیت انجام شد و آقای مولانا شفا یافت.آیه الله مولانا در این زمینه می گوید:
«آن روز كه كارم در بیمارستان به عمل جراحی انجامید، با خدای خود پیمان بستم كه اگر مرا شفا بخشید، من نیز به شكرانه آن كتابی درباره عظمت سرور زنان عالمیان به رشته تحریر در آورم.حمد خدای را كه به من عنایت كرده و شفا بخشید و من نیز به عهد خود وفا كرده و به لطف الهی، كتاب فاطمه زهرا سرور زنان عالمیان را تالیف كردم».
(7)

خدمات اجتماعی

آقا سید ابوالحسن مولانا از عالمان كم نظیری بود كه در دیار خود منشا خدمات فراوان اجتماعی گردید.او از هر فرصتی برای خدمت رسانی به مردم و گسترش فرهنگ دستگیری از محرومان اقتصادی و فرهنگی استقبال می كرد كه در این جا به دو نمونه اشاره می شود:
1.تاسیس بنیاد فرهنگی و خیریه نیمه شعبان 
این بنیاد، در سال 1367 ش.به دنبال پایان هشت سال دفاع مقدس و هدایت نیروهای مومن، برای خدمت رسانی و تمركز نیروها در جبهه های فرهنگی و اقتصادی تاسیس گردید.
(8)
2.احیای مسجد استاد و شاگرد
(9)
این مسجد بزرگ و قدیمی كه حدود چهل سال متروك مانده بود، در سال 1380 ق.با همت آیه الله مولانا و كمك مالی یكی از تجار خیر تبریزی ـ آقای دریانی ـ بازسازی شد و به یكی از مهمترین كانونهای تبلیغی معارف اهل بیت ـ علیهم السلام ـ تبدیل گردید.

همراهی با انقلاب اسلامی

این عالم مخلص، از زمان شروع انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی، همدلی و همراهی خود را با این حركت اسلامی اعلان نموده، در هر فرصتی به تایید آن پرداخت.صدور اطلاعیه و كشاندن مردم در صحنه های دفاع از انقلاب، سخنرانی های شورآفرین، شركت در مراسم یادبود شهدا، بدرقه رزمندگان اسلام و پشتیبانی معنوی از آنان، برخی از اقدامات انقلابی این شخصیت روحانی بود.وی در آخرین سخنرانی خویش كه ده روز قبل از رحلتش در مسجد المهدی قره چمن در بدرقه كاروان پیاده زائران حرم امام خمینی ایراد كرد، با اشاره به توطئه دشمنان انقلاب چنین فرمود:
«این ها همیشه در این صدد بودند كه اسلام را از روی زمین محو كنند.در زمان رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ نیز چنین بود؛ اما هیچ وقت موفق نبوده اند؛ چرا كه خداوند حافظ این دین است و حالا هم آمریكا و انگلیس و هم پیمانانشان به اماكن مقدسه در عراق تعرض و جسارت می كنند؛ اما بالاخره موفق نخواهند شد.
از نامه هایی كه حضرت امام خمینی برای وی ارسال كرده است، علاقه آن استاد به شاگردش كاملا روشن می شود.امام خمینی در یكی از نامه های خویش می نویسد:
«جناب مستطاب حجه الاسلام آقای حاج سید ابوالحسن مولانا ـ دامت بركاته ـ به عرض عالی می رساند:مرقومه شریفه كه حاكی از سلامتی مزاج و تبریك ورود حقیر به شهر مقدس قم بود، واصل و موجب تشكر گردید.از عواطف كریمه و تفقد آن جناب متشكرم.توفیق عموم علمای اعلام ـ دامت بركاتهم ـ را از خدای متعال خواستارم.ان‌شاء الله در مظان استجابت دعا، حقیر را فراموش نفرمایید.
والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته 
7 ذی الحجه 
آیه الله مولانا نه تنها در گفتار، انقلاب اسلامی ایران را تایید كرده و با جان و دل از آرمانهای آن پاسداری می كرد، بلكه عملا نیز فرزند رشید خود را به جبهه فرستاد.آری شهید سید حسین آل مولانا، فرزند دلبند آیه الله مولانا در پنجم فروردین 1361 ش.در عملیات فتح المبین، در جبهه شوش به درجه رفیع شهادت نایل گردید.آیه الله مولانا در مورد آرمانها و شخصیت فرزند شهیدش می نویسد:
«او كه در آستانه ورود به دانشگاه بود، فكر دفاع از حریم اسلام در وجودش قوت گرفت و همه آرمانهای خود را فدای هدفش كه اسلام بود، قرار داد.او شهادت در راه اسلام را برای خودش سعادت می دانست و سعادتی را بالاتر از آن نمی دانست كه جان خود را در عنفوان جوانی فدای اسلام كند، او می گفت:
خون من از خون سرور شهیدان، حسین ـ علیه السلام ـ بالاتر نیست.من كه فرزند حسینم، باید راه او را بروم.فرزند شهیدم از اول انقلاب اسلامی، پیوسته در خدمت انقلاب بود و كمتر سخن می گفت و بیشتر عمل می كرد؛ بر خلاف آنان كه بیشتر سخن می گویند و كمتر عمل می كنند».
(10)

دستورالعملهای اخلاقی

آیه الله سید ابوالحسن مولانا علاوه بر ارشاد عمومی مردم و عرضه معارف اهل بیت ـ علیهم السلام ـ با قلم و بیان، گاهی نیز به درخواستهای مكرر جوانان مومن و متدین، پاسخ مثبت داده، دستورالعملهای خصوصی را به صورت مكتوب برای خودسازی و تهذیب نفس ـ كه برای عموم نیز قابل استفاده بود ـ صادر می كرد.آن فقیه وارسته، در یك دستورالعمل اخلاقی كه به انیس الابرار فی وظائف الاخیار موسوم شد، بیست سفارش به شرح ذیل برای جوانان جویای حقیقت و سعادت بیان فرموده است:
1.ملازمت تقوا و پرهیزگاری و پیروی از اوامر خداوند و اجتناب از نواهی.
2.مداومت به نماز شب، به عنوان نیرومندترین وسیله توفیق و سعادت.
3.صله ذریه علویه كه از توصیه های ویژه علامه حلی به فرزندش می باشد.
4.تعظیم و احترام فقها و علمای دین.
5.دوری از غیبت كنندگان بندگان خدا، مخصوصا غیبت سادات و علما.
6.صله رحم كه موجب توفیق در انجام اعمال صالح، زیادی عمر و بركت در روزی است.
7.تلاوت قرآن، همراه با تدبر.
8.زیارت اهل قبور و تفكر در احوال دیروز و امروز آنان.
9.تداوم در زیارت مشاهد مشرف انبیای عظام و ائمه طاهرین و فرزندان آنان.
10.دستگیری و احسان به ضعفا، مستمندان و یتیمان.
11.مداومت به زیارت عاشورا و دعاهای معروف، مخصوصا دعای كمیل، توسل، زیارت جامعه كبیره و دعاهای صحیفه سجادیه، مانند دعای «یا من تحل به عقد المكاره...(دعای هفتم).
12.پیمودن راه احتیاط در كارهای حرام و شبهه ناك كه طریق نجات است.
13.تلاوت قرآن و هدیه ثواب آن به ارواح مومنین بی وارث.
14.خواندن دعای 
«اللهم انی اسئلك بحق فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و بالسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد و آل محمد و ان تفعل بی ما انت اهله و لا تفعل بی ما انا اهله» 
كه استاد و شیخ اجازه ما آیه الله مرعشی نجفی ـ رحمه الله علیه ـ به سند خود از سید بن طاووس ـ رحمه الله علیه ـ روایت كرده است.
15.تلاش برای حسن خلق و آراستن خویش به این خصلت نبوی.
16.محاسبه نفس در هر شبانه روز؛ امام صادق ـ علیه السلام ـ به عبدالله بن جندب فرمود:بر هر مسلمانی كه به ولایت ما معرفت دارد، لازم است كه در هر شب و روز اعمالش را بر خویشتن عرضه كند و خودش به حساب خود برسد.اگر در كارهای خود خوبی دید، آن را افزایش دهد و اگر بدی دید، از آن استغفار نماید تا روز قیامت خوار نگردد.
17.ترس از نفرین مظلومان، خصوصا یتیمان و عاجزان؛ زیرا خداوند در مورد این گروه دل شكسته مسامحه روا نمی دارد.
18.مجالست و همنشینی با علما و مردمان صالح و شایسته و دوری گزیدن از بدان و جاهلان.
19.پرداخت حقوق واجب از خمس، زكات و غیره.
20.صبر و شكیبایی در مصایب و شداید و توكل بر خدا، قرآن در مورد آنان فرمود:
‹‹ اولئك علیهم صلوات من ربهم و رحمه و اولئك هم المهتدون››
(11)

سفر رحیل

این عالم فرزانه، بعد از عمری تلاش و جهاد در راه اعتلای كلمه الله و نشر معارف اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و پس از خدمات فراوان به جامعه اسلامی، در روز پنج شنبه هفتم خرداد سال 1383 ش.مطابق هفتم ربیع الثانی 1425 ق.در سن هشتاد سالگی در شهر تبریز دیده از جهان فروبست.پیكر مطهر آن عارف وارسته، در روز جمعه با حضور شخصیتهای برجسته از نقاط مختلف كشور، نمایندگان مراجع تقلید، مقامات محلی و ائمه جمعه تشییع شد و بعد از اقامه نماز توسط آیه الله ابوالقاسم مولانا، برادر بزرگوارش، در وادی رحمت، قطعه صدیقین به خاك سپرده شد.هنگام دفن وی سوز و گداز جوانان دلباخته اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هر بیننده ای را متاثر می ساخت. پس از رحلت وی از سوی بزرگان و شخصیت های برجسته، پیام های تسلیتی صادر شد.رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیه الله خامنه ای درگذشت آن عالم ربانی و فقیه صمدانی را به علما و مردم تبریز و بازماندگان آن مرحوم تسلیت گفت.در این پیام، خطاب به امام جمعه تبریز آمده است:
«به جناب عالی و عموم اهالی و جامعه علمای محترم و حوزه علمیه تبریز و خاندان معظم مولانا و به طور خاص به بازماندگان آن مرحوم تسلیت می گویم و علو درجات ایشان و همه گذشتگان و اعلام خاندان مولانا را از خداوند متعال مسئلت می كنم».
(12)



(1).الذریعه, ج24, ص167 و ج25؛ مصفی المقال, ص439؛ مفاخر آذربایجان, ج1, ص297؛ طنین تعهد, ص29.
(2).بخشی از سلسله نسب آیه الله مولانا كه شعاع نور افشانی این خاندان درخشان را نیز نشان می دهد, بدین قرار است:سید ابوالحسن مولانا, فرزند آیه الله حاج سید علی مولانا, فرزند سید العلما و المجتهدین حاج سید محمد مولانا, فرزند عالم جلیل حاج میر عبدالكریم موتمن الشریعه, فرزند علامه حاج میر محمد شیخ الاسلام در شهر سراب, فرزند علامه حاج میر نقی « شیخ الاسلام سراب», فرزند حاج میر جعفر شیخ الاسلام, فرزند علامه ادیب, شاعر و خطیب سید احمد شیخ الاسلام كه به عارف متاله و سالك ناسك معین الدین علی مشهور به قاسم الانوار تبریزی نسب می رساند و مدفنش در نزدیكی شهر مشهد, مزار عاشقان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ می باشد و نسب وی نیز به هارون بن امام ابوابراهیم موسی بن جعفر ‌ـ علیه السلام ـ می رسد.
(3).شرح زندگی این عالم وارسته در مجموعه ستارگان حرم, ج2, آمده است.
(4).ابوالقاسم لاهوتی كرمانشاهی اشعار زیبایی دارد كه ابیات معروف زیر در سوگ امام حسین ـ علیه السلام ـ نمونه ای از آنهاست:
بیا در كربلا محشر ببین, كین گستری بنگر نظر كن در حریم كبریا, غارتگری بنگر 
فروشنده حسین و جنس هستی, مشتری یزدان بیا كلا ببین, بایع نگر كن, مشتری بنگر 
( مقاله, روایت ماندگار, علی صدرایی خویی).
(5).ویژه نامه اربعین, ص45.
(6).ویژه نامه اربعین, ص34.
(7).مقدمه كتاب فاطمه زهرا سرور زنان عالمین, ص10.
(8).جان جهان, ص 150.

(9).این مسجد, از طرف امیر حسین چوپانی, ملقب به علاء الدین ساخته شده و به نام خان مغول( سلیمان نواده هلاكو) موسوم گردیده بود؛ اما چون تحریر كتیبه و مندرجات دیوارهای داخل و خارج مسجد به خط عبدالله صیرفی و یكی از شاگردان زبردست وی صورت گرفته بود, عموم مردم, آنجا را به عنوان مسجد استاد و شاگرد می نامیدند.عبدالله صیرفی یكی از معروف ترین هنرمندان خطاط تاریخ شیعی می باشد كه شاگردان زیادی را تربیت كرد و در نشر معارف اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نقش بسزایی داشته است.مبارك دیلمی از خطاطان برجسته در حق وی گفته است:
صیرفی فاقد جواهر خط 
كه به تبریز گشت گوهر ریز 
هست بر حسن خط او شاهد 
در و دیوار خطه تبریز 
(10).فرازهایی از زندگانی آیه الله مولانا, ص43.
(11).برگرفته از انیس الابرار فی وظائف الاخیار.
(12).پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب اسلامی, 18/3/1383.

برگرفته از مطالب استاد عبدالكریم پاك نیا - تلخیص از كتاب گلشن ابرار، ج 6، ص 330



:: برچسب‌ها: درگذشت آیت الله العظمی سید ابوالحسن مولانا , استاد عبدالکریم پاک نیا , نورالحق , هفتم ربیع الثانی , یونس حقی تبریزی , رضا پیری اخی جهانی ,
نویسنده : یونس حقی تبریزی
تاریخ : یکشنبه 6 بهمن 1392
زمان : 02:11 ق.ظ
می توانید دیدگاه خود را در مورد این مطلب بنویسید
Can you increase your height by stretching? سه شنبه 17 مرداد 1396 05:22 ق.ظ
I'm really enjoying the design and layout of your blog.

It's a very easy on the eyes which makes it much more pleasant for me to come here and visit more often. Did you hire
out a designer to create your theme? Excellent work!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.